تبليغاتX
 سرگرمی و تفریحی دختر و پسرای ایرونی

تولد تانیا

              تانیا جان تولد مبارک

         تانیا جان تولدت مبارک

  تانیا جان تولدت مبارک

تانیا جان چه لطيف است حس آغازي دوباره ، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن ! و چه اندازه شيرين است امروز ...۱۱ مرداد... روز ميلاد ... روز تو ! روزي که تو آغاز شدي ! تولد مبارک 

تولد همه خوبيهاست

تولد تمام زيباييهاي زندگي

امروز روز توست

امروز برايت زيباترين گلهاي دنيا را  خواهم آورد

هر چند تو مهربانتر از همه آنهايي

هميشه به قداست چشمان تو ايمان دارم

چه كسي چشم هاي تو را رنگ كرده است؟

چه وقت ديگر  گيتي تواند چون تويي را بزايد؟

فرشته اي فقط در قالب يك انسان !

فقط ساده مي توانم بگويم

عزيزم تولدت مبارك


اینم بچه های وبن که دارن خوشحالی میکنن

 

تبریکهای که بچه های وب نظر خصوصی دادن و توسط مدیر وبلاگ(کیومرث) داخل این پست قرار گرفته

ساناز:تانیا جان تولدت مبارک ایشاالله ۱۲۰ ساله بشی

سینا:ابجی تولدتون رو تبریک میگم

راستی داش کیو کیکش که مجازیه ما واقعی میخوایم

سارا:داش کیو جشن تولد گرفتی ما رو دیر خبر کردی

ابجی تانیا تولدتو تبریک میگم

الناز:تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک

تولد مبارک عزیزم

شهاب:تولدتون رو تبریک میگم و ارزوی بهترینه ها رو براتون دارم

پیمان:تولدتون مبارک تانیا خانوم ۱۰۰ ساله بشی

رویا:تولد تانیا خانوم رو تبریک میگم و موفق باشی

مهسا:تانیا جان عزیزم تبریک به خاطر تولد

داش کیو  تانیا عضو وب هستش


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه دهم مرداد 1388 ساعت 18:39 موضوع | لینک ثابت


     سلام امروز تولد پسر خالمه اقا شهاب      

     شهاب پسر خاله تولدتو تبریک میگم      

          تولد مبارک        

     ۱۲۰ ساله بشی به ارزوهات برسی     

 

 


 

اگر گفتید فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه؟
در انگلیس شما يك كيف اسکناس مي بريد و با اوون ماشين مي خريد....اما در ايران شما يك ماشين اسكناس مي بريد و با آن يك كيف مي خريد.


اگر گفتيد فرق گردش در تهران و پاريس چيه؟
در پاريس هر وقت خواستيد گردش كنيد از ماشين پياده می شيد و در تهران هر وقت خواستيد گردش كنيد سوار ماشين می شيد.


اگر گفتيد فرق يك تخم مرغ در تهران و در مسكو چيه؟
در مسكو اگر تخم مرغ را زير مرغ بگذارند بعد از 21 روز احتمالا يك جوجه از تخم بيرون مي آيد....اما در تهران ممكن است از تخم مرغ هر موجودی بيرون بيايد...مثلا يك شتر.


اگر گفتيد فرق محل كار ايراني ها و امريكايي ها چيه؟
مردم امريكا در خانه استراحت مي كنند...در اداره كار مي كنند و در خيابان تفريح...اما مردم ايران در خانه تفريح مي كنند...در اداره استراحت و در خيابان كار.


اگر گفتيد فرق يك نويسنده ايرانی با يك نويسنده آلمانی چيه؟
يك نویسنده آلمانی وقتی نوشته هايش چاپ شد معروف مي شود و يك نویسنده ایرانی وقتي جلوی چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود..


اگر گفتيد فرق يك تاجر ايراني با يك تاجر عرب چيه؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت مي شه.... اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و بد بخت مي شه.


اگر گفتيد فرق پليس راهنمايي و رانندگي ايران با جاهای ديگه دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي ترافيك ايجاد بشود سرو كله پليس راهنمايي و رانندگي پيدا مي شود...اما در ايران وقتي سرو كله پليس پيدا مي شود ترافيك ايجاد مي شود.


اگر گفتيد فرق يك آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي كسي موفق شود همه به او نزديك مي شوند و با او شريك مي شوند و به او كمك ميكنند ...اما در ايران وقتي كسي موفق شود همه از او فاصله مي گيرند و رابطه شان را با او قطع مي كنند و جلوی كارش را مي گيرند.


اگر گفتيد فرق يك زنداني در ايران با يك زنداني در اروپا و امريكا چيه؟
در اروپا و امريكا وقتي كسي زنداني مي شود اعتبارش را از دست مي دهد...اما در ايران وقتي كسي زنداني مي شود اعتبار به دست مي آورد.


اگر گفتيد فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري كانادا چيه؟
سيستم اداري كانادا چون كار مردم را راه مي اندازد و به آنها كمك مي كند از مردم پول مي گيرد....اما سيستم اداري ايران چون جلوي كار مردم را مي گيرد از آنها پول مي گيرد.


اگر گفتيد تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه؟
در همه جاي دنيا وقتي آدم دشمن داشته باشد جلوی كارش گرفته مي شود....در ايران وقتي آدم ها دشمن داشته باشند تازه انگيزه كار پيدا مي كنند

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند
خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند
خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند
خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند
خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود
خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند


 

نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه چهارم مرداد 1388 ساعت 17:18 موضوع | لینک ثابت


ولنتاین

سلام به تموم گل دخترها و آقا پسرا

امیدوارم که حالتون خوب باشه

شرمنده یه مدت نبودم

سرم خیلی شلوغ بود

کلی کار ریخته بود سرم

خوب اینم یه آپ جدید مربوط به ولنتاین

فقط نظر یادتون نره

تاریخچه ولنتاین

در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.

در نقاط مختلف دنیا در این روز مراسم مختلفی برگزار می شود كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد:

در انگلستان كودكان به شیوه بزرگسالان لباس می پوشیدند و می خواندند:
صبحت بخیر، ولنتاین
قفل هایت را مثل قفل های من باز كن
دوتا و سوی بعد از آن
صبحت بخیر ولنتاین
در ولز ، روز 14 فوریه مردم به هم قاشق های چوبی هدیه می كنند كه روی آنها را با قلب و كلید تزیین كرده اند این اشیای تزئینی به این معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردی»
در قرون گذشته در این روز مردی كه دختری را دوست داشته برایش لباس هدیه می فرستاده اگر دختر هدیه را می پذیرفته به معنای پذیرفتن خواستگاری او بوده است.
*بعضی مردم عقیده دارند اگر در روز ولنتاین یك سینه سرخ بالای سر دختری پرواز كند به معنی این است كه او با یك دریا نورد ازدواج خواهد كرد. اگر یك گنجشك ببیند یعنی شوهرش فقیر ولی بسیار خوش اخلاق است و اگر یك سهره ببیند به معنای ازدواج با یك مرد میلیونر خواهد بود.
افسانه دیگری نیز می گوید اگر یك دختر یك سیب را از دم گرفته بچرخاند ودر همین حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بیاورد با پسری ازدواج خواهد كرد كه در زمان ایستادن سیب نامش در زبان او بوده است و اگر همین سیب را از وسط بدو نیم كند تعداد تخمه های سیب تعداد فرزندان او خواهد بود ..

اینم فال ولنتاین

برج حمل (فروردین)

شما بیشترین کارت ها، گل ها، و شکلات ها را هدیه می گیرید. البته فکر کنم بدتان هم نمی آید که خودتان هم برای خودتان گل و شکلات بفرستید!


برج ثور (اردیبهشت)

یک دسته گل قاصدک، شکلات های ارزان قیمت و شامی در یک رستوران فَست فود؟ نگران نباشید، احتمالاً دارید کابوس می بینید!


برج جوزا (خرداد)

متولدین این ماه مثل سایر کارهایشان، امشب هم با دو نفر قرار دارند، و آخر شب را هم با دوستانشان برنامه می گذارند.


برج سرطان (تیر)

فکر می کنم برای متولدین این ماه هیچ هدیه ای از یک دستمال ابریشمی گلدوزی شده و یک بسته شکلات قلب شکل بهتر باشد.


برج اسد (مرداد)

یک شاخه گل رزی که معشوقتان برایتان فرستاده است اصلاً خوشحالتان نمی کند. فکر می کنید لیاقت حداقل صدها شاخه گل را داشته اید!


برج سنبله (شهریور)

اصلاً دوست ندارید که جعبه شکلاتی را که هدیه گرفته اید را با کسی سهیم شوید. همه اش نگران این هستید که مبادا یکی به آنها ناخنک بزند یا گل هایتان را بو کند!


برج میزان (مهر)

به هر کسی که می شناسید کارت ولنتاین می فرستید: آرایشگرتان، معلم هایتان، بقال محل، پسر خاله ی بقال محل و...دوست ندارید هیچ کس این شب احساس تنهایی کند.


برج عقرب (آبان)

برخلاف معمول شما اصلاً دوست ندارید که شب ولنتاین شام را بیرون صرف کنید. ترجیح می دهید یک شب رویایی را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانید!


برج قوس (آذر)

اصلاً دوست ندارید برای کسی کارت ولنتاین بفرستید! اگر کسی بیشتر از آن چیزی که منظور شما بوده از آن کارت استنباط کند چه؟ به خاطر همین خودتان را به فراموشی می زنید که انگار یادتان رفته ولنتاین چه روزی است!


برج جدی (دی)

بوی گل شما را به عطسه می اندازد و اصلاً هم از شکلات خوشتان نمی آید! درعوض به نظرتان هیچ چیز برای ولنتاین بهتر از یک هدیه ی گران قیمت نیست!


برج دلو (بهمن)

دوست ندارید از روال عادی زندگی بیرون بیایید. همان چای گیاهیتان را می خورید و اصلاً هم فکر نمی کنید خوردن کمی شکلات باعث شود که مثل بقیه شوید!


برج حوت (اسفند)

عاشق اینجور مراسم ها هستید! اصلاً به امید همین روزها زندگی می کنید! فکر میکنید اگر هر روز زندگی ما آدم ها ولنتاین بود و همه به هم گل و شکلات هدیه میدادند، دنیا بهشت می شد

 

 


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 15:57 موضوع | لینک ثابت


برای هر روز از ماه, گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است.روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار را چند بار تکرار کنید.

دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر, بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید.

با هر بار تکرار , بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر نا خود آگاه تان شود.

به تدیج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد که اگر بخواهید آنها را طی یک دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یکی خواهد شد.

آن صفحه ای که گفتار روزتان هست طی روز باز کنید در هر فرصت آن را مرور کنید.

حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید.شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور کنید.

سعی کنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب کنیدو بگذارید با ضمیر آگاهتان یکی شود.

روز اول

راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.

روز دوم

راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی.

روز سوم

راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن

روز چهارم

راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است.

روز پنجم

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

روز ششم

راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی.

روز هفتم

راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است

روز هشتم

راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.

روز نهم

راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.


روز دهم

راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.


روز یازدهم

راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی

روز دوازدهم

راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی

روز سیزدهم

راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار

روز چهاردهم

راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری

روز پانزدهم

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.

روز شانزدهم

راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی


روز هفدهم

راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.

روز هجدهم

راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.

روز نوزدهم

راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.

روز بیستم

راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی.

روز بیست و یکم

راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی.


روز بیست و دوم

راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی

نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی.

روز بیست و سوم

راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.

روز بیست و چهارم

راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.

روز بیست و پنجم

راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی

روز بیست و ششم

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.

روز بیست و هفتم

راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است

روز بیست و هشتم


راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.

روز بیست و نهم

راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.

روز سی ام

راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند.


 

نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه سی ام دی 1387 ساعت 19:26 موضوع | لینک ثابت


محرم

سلام

اين آپ مربوط به ماه محرم است و تا آخر ماه اين وبلاگ آپ نمي شود

تواين دهه ما رو هم دعا كنيد

محرم و عاشورا

* محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به اثبات رسانده است كه در طول تاريخ ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است.


* محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ، و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بني اميه، كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند ، رهايي بخشيد.


* اين خون سيد الشهدا است كه خونهاي همه ملت هاي اسلامي را به جوش مي آورد .

* ماه محرم براي مذهب تشيّع ماهي است كه پيروزي، در متن فداكاري و خون به دست آمده است.


* محرم ماه نهضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياي خداست، كه با قيام خود در مقابل طاغوت، تعليم سازندگي و كوبندگي به بشر داد، وراه فناي ظالم و شكستن ستمكار را به فدايي دادن و فدايي شدن دانست. واين خود سرلوحۀ تعليمات اسلام است براي ملتها تا آخر دهر.


* با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداكاري آغاز شد.ماهي كه خون بر شمشير پيروز شد.ماهي كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمكاران و حكومتهاي شيطاني زد. ماهي كه به نسل ها در طول تاريخ ، راه پيروزي بر سر نيزه را آموخت.ماهي كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق، به ثبت رساند.ماهي كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ما آموخت.


* سيد الشهدا را كشتند، اسلام ترقي اش بيشتر شد.


* سيدالشهدا _سلام الله عليه_ با همه اصحاب و عشيره اش قتل عام شدند،لكن مكتبشان را جلو بردند.


* شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد .


* زنده نگه داشتن عاشورا ، يك مسأله بسيار مهم سياسي _ عبادي است.


* انقلاب اسلامي ايران ، پرتويي از عاشورا و انقلاب عظيم الهي آن است.


* كربلا كاخ ستمگري را با خون در هم كوبيد ، و كربلاي ما كاخ سلطنت شيطاني را فرو ريخت.


* كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيد الشهدا را زنده نگه داريد ، كه با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مي شود.


* مسأله كربلا ، كه خودش در رأس مسائل سياسي هست ، بايد زنده بماند.


* ملت بزرگ ما بايد خاطره عاشورا را، با موازين اسلامي ، هر چه شكوهمندتر حفظ نمايد.


* اين محرم را زند ه نگه داريد؛ ما هر چه داريم از اين محرم است.


* محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است.


* تمام اين وحدت كلمه اي كه مبدأ پيروزي ما شد ، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد.


* مجالس بزرگداشت سيد مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خيانت، و حكومت اسلامي بر حكومت طاغوت است ، هر چه با شكوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بيرق هاي خونين عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بيشتر افراشته شود.

* ماه محرم ماهي است كه مردم آماده اند براي شنيدن مطالب حق.


* گريه كردن بر عزاي امام حسين ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همين معنا كه يك جمعيت كمي در مقابل يك امپراطوري بزرگ ايستاد ، دستور است.


* بايد سينه زدن هم محتوا داشته باشد.


* عاشورا روز عزاي عمومي ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جديد اسلام و مسلمانان است

همه جا شور عزاي تو به پا ميبينم

عالم اندر غم تو غرق عزا ميبينم

 

همه جا نام دل آراي تو را ميشنوم

جلوه ي روي تو را در همه جا ميبينم

 

در هواي تو چنان ديده ي دل صافي شد

هر كجا مينگرم كرب و بلا ميبينم

 

هر كجا زمزمه ي آب روان ميشنوم

در خيالم لب عطشان تو را ميبينم

 

خيمه گاهت به لب آب و تو اندر تك و پو

كعبه و زمزم ازين مروه صفا ميبينم

 

تو خليلي و ذبيح اللهت اكبر باشد

دشت خونين بلا را چو منا ميبينم

 

تو حسيني و محمد  تو حسيني و علي

بر رخت هاله اي از نور خدا ميبينم

 

تو حسيني و حسن هستي و زهرايي تو

خيمه ات جلوه گه آل عبا ميبينم

 

روي خورشيد تو و ماه بني هاشم را

جمع بين قمر و شمس ضحي ميبينم

 

عجب از صبر تو دارم كه به درياي بلا

بر لب تشنه ي تو حمد و ثنا ميبينم

 

تا شود منتشر اسرار شهادت همه جا

زينب آواره چنين با اسرا ميبينم

 

شد سرا پرده ي دل خيمه گه ماتم تو

زين جهت طبع (حسان) نوحه سرا ميبينم


 

نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه هشتم دی 1387 ساعت 20:25 موضوع | لینک ثابت


جيمي كوچولو

سلام

چند تا از عكس هاي جيمي رو براتون ميزارم

يه دختر خوب آفتاب مهتاب نديده براش ميخوام

جهزيه خوب داشته باشه

نيگاه كن چقدر مظلومم

مامان ياسي قرار شده يكي از دخترهاشو بده به جيمي من

ميبينيد جيمي چقدر قشنگه

جيمي شيطون داره چرخ و فلك بازي ميكنه


اينم يه عكس ديگه از جيمي


 

نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه دوم دی 1387 ساعت 16:55 موضوع | لینک ثابت


تولد ياسي جون

ياسي جون تولدت مبارك

تولد تولد تولت مبارك مبارك مبارك تولدت مبارك

بيا شمعا رو فوت كن تا صد سال زنده باشي

ياسي جون زود شمعاتو فوت كن وگرنه مهسا ديوونه مياد فوتش ميكنه هااااااااااااا

Image and video hosting by TinyPic


اينم از كادو


بچه ها همگي دارن ميرقصا



 

نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه یکم دی 1387 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت


طنز جديد

http://www.gashtogozar.com/tochal/websize/yalda.jpg

شب چله (یلدا)

شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميتراي


دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یكم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می‌دهد. فرقه‌های گوناگون عیسوی، با تفاوت‌هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می‌دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می‌كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌كرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می‌كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می‌كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می‌شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می‌كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.

امروزه می‌توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می‌نشسته‌اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می‌شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی‌مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش‌های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران)، نشان می‌دهد كه این بنا بگونه‌ای طراحی و ساخته شده است كه می‌توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه‌ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می‌شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید می‌شود

آيين شب يلدا يا شب چله

صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .

برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.



فال حافظ و شاهنامه خواني


يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.

شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد.

دخترا چند نوع داداش دارن؟!-داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرت!و بدون وجدان درد اد لیستشو نو پر از این داداشیهای رنگ و وارنگ کنن!

2-داداش خر زور تا در موقع لزوم حال بعضیا رو بگیره

3-داداش خوش تیپ و پولدار تا به دوستاش بگه این بی-اف منه

4-داداش خر خون تا در موقع امتحان براش تقلب بنویسه

5-داداش ماشین دار تا اونو اینور و اونور برسونه

6-داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)!


همانطور که می دانید امروزه بازیهای رایانه ای همگانی شده اند،وپیر و جوان،دختر و پسر همه به بازی کردن می پردازند.اما در بین پسران ودختران در بازی کردن تفاوت هایی وجود دارد.

اوین تفاوت اساسی بین این دو انتخاب بازی است که معمولا پسران به دنبال بازی های اکشن و ترسناک هستند اما دخترها به دنبال بازی های رمانتیک و عشقولانه هستند،در نتیجه بیخیال بازی کردن می شوند.
تفاوت بعدی بین دخترها و پسرها در نوع بازی کردن آنهاست که پسران در بازیها با قدرت تفکر خود بازی میکنند،اما دختران فقط دسته را در دست گرفته و شروع به زدن دکمه ها می کنند و هر دکمه ای را که بر روی دسته ببینند فکر می کنند باید فشار دهند تا برنده شوند.
اما یکی دیگر از تفاوتها،تمامی پسران در هنگام بازی کردن وقتی دربازی شکست می خورند بازی را دوباره شروع کرده آنقدر بازی می کنند تا بتوانند در بازی پیروز شوند،اما دخترها اگر در بازی شکست بخورند تنها کاری که میکنند گریه کردن است که وای من باختم خاک به سرم شد حالا چیکار کنم.
اما تفاوت بعدی دلیل انتخاب بازی است که پسران برای سرگرمی بازی میکنند اما اگه دختری پلی استیشن بازی کنه اطمینان داشته باشید که از روی چشم وهم چشمی که دختر همسایه پلی استیشن بازی می کنه اینم رفته داره پلی استیشن بازی میکنه.
تمامی پسران اگر بازی ای را بازی کنند به 2 ساعت نمی کشه که در آن بازی حرفه ای می شوند و هیچ کس حریف آنها نمی شود،اما اگر دختری بازی ای را شروع کند فقط 4 ساعت طول میکشه تا بخواهد 1 مرحله از بازی را با موفقیت به پایان برساند حالا چه برسه به اینکه بخواهد در بازی حرفه ای شوند حتما اگر بخوان حرفه ای بشن باید 5روز بازی کنند تازه شایدم بیشتر البته بین هر 1000تا دختر شاید یک نفر پیدا بشه که بتونه تو4روز یا3روز حرفه ای بشه که تو این مدت پسرا تا آخر بازی می روند و حتی شاید بازی را دوباره شروع کرده و برای دومین یا سومین بار تا آخر بازی بروند.
حالا به نظر شما پسرا بهتر بازی میکنند یا دخترا ؟
جواب این سوال حتما خیلی سخت است،به هر حال مهم این است که بازی میکنند حالا می برند یا می بازند مهم نیست،مهم این است که دخترا همیشه می بازند و پسرها همیشه می برند،البته همین جا باید بگم که بهتره دخترا تا بیشتر از این نباختند برن حرفه ای بشن یااصلا بی خیال بازی کردن بشن به هر حال تصمیم گیری با خودتونه.
البته یک راه دیکه هم وجود داره و آن هم این است که به دوست پسراشون بگن بازی کردن بهشون یاد بده.

زندگي دخترها از ابتدا تا انتها
Iran Eshgh Group!


 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 ساعت 14:30 موضوع | لینک ثابت


داستان سيندرلا

نظر يادتون نره
يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه .
رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ ....... شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم ...... مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي . سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره....... فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 13:48 موضوع | لینک ثابت


تست IQ

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
مطالب پايين رو بخونيد فقط نظر يادت نره


تست IQ، آیا نیمکره سمت راست مغز شما فعال تره یا سمت چپ مغزتان؟

( ابتدا باید چند لحظه صبر کنید تا عکس کاملاً به حرکت در بیاد و سرعت بگیره )

http://i28.tinypic.com/2aajx1w.jpg

خوب حالا که عکس به حرکت در اومد با دقت به جهت چرخش حرکتی این دختر نگاه کنید، از نظر و دید شما این دختر در جهت عقربه های ساعت در حال چرخش است یا خلاف جهت عقربه های ساعت ؟
….چنانچه جواب این سئوال از دید شما، چرخش این دختر در راستا و جهت حرکت عقربه های ساعت باشد شما بیشتر از نیمکره سمت راست مغزتون در حال استفاده هستید، و چنانچه چرخش این دختر را بر خلاف جهت عقربه های ساعت مشاهده کنید، شما بیشتر از سمت چپ مغزتون در حال استفاده هستید، و احیاناً اگر توانسته باشید چرخش این دختر را در دو جهت مشاهده کرده باشید باید خدمتتون عرض تبریک بگم، چون ضریب هوشی شما بالاست و میشه به شما لقب نابغه داد.

خوب بعد از این آزمون به آزمون بعدی میرسیم.

در این مرحله خوب به کلمات زیر نگاه کنید و سعی کنید که رنگ ها را بگویید بی آنکه لغات را خوانده باشید.

1fefjc.jpg

در نهایت نتیجه آزمون دوم هم بدین گونه میباشد که اگر ابتدا رنگ ها رو دیده باشید نیمکره سمت راستتون فعال تر بوده و اگر اصرار به خواندن کلمات داشته بودید نیمکره سمت چپ شما فعال تر بوده.امیدوارم نتیجه این تست برای شما سودمند واقع شده باشه.


آیا میدانید با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است
آیا میدانید اولین فردی که در اروپا اقامت گرفت یک زن ایرانی بود و بعد مساله اقامت خارجی ها مطرح شد
آیا میدانید ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر جامعه هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت
آیا میدانید ایرانیان در آمریکا فرهیخته ترین افراد جامعه آمریکا هستند
آیا میدانید رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی هست
آیا میدانید حدود ۲۵۰ ایرانی در ناسا محقق داریم
آیا میدانید کورش کبیر بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود
آیا میدانید سال ۲۰۰۱ در فرانسه سال ایران نام داشت
آیا میدانید اگر ۳ قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است
آیا میدانید فرشته ها با سرعت نور حرکت میکنند و زمان بر آنها کند میشود
آیا میدانید انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوه ای خواهد داشت
آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است
آیا میدانید یك سیاهچاله در كهكشان راه‌ شیری است که هر ثانیه ۱۰۰۰ بار دور خود می‌چرخد
آیا میدانید ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است
آیا میدانید هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند
آیا میدانید بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است
آیا میدانید وزن موی سر هر فرد در طول عمرش با وزن ۲ فیل آفریقایی برابر است
آیا میدانید چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل است
آیا میدانید سریعترین عنکبوت دنیا دارای سرعت ۱۶ km در ساعت است که در افریقاست
آیا میدانید یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ km در ساعت بدود
آیا میدانید نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند
آیا میدانید طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است
آیا میدانید خورشید کوچکترین ستاره دنیا است
آیا میدانید وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید.آیا میدانید زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است.
آیا میدانید مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی است
آیا میدانید سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذا خوری در چین میشود
آیا میدانید در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود
آیا میدانید ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند
آیا میدانید شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است
آیا میدانید جوانان هندی شادترین و ژاپنی افسرده ترین های جهانند
آیا میدانید لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند
آیا میدانید مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند
آیا میدانید عمر مفید انسانها در کف دستشان نوشته شده است نگاه کنید ۱۸- ۸۱ = ۶۳
آیا میدانید مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند
آیا میدانید به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد
آیا میدانید ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است
آیا میدانید گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است
آیا میدانید گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است
آیا میدانید گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد
آیا میدانید گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است
آیا میدانید گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است
آیا میدانید فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است
آیا میدانید مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند
آیا میدانید یك نانومتر یك میلیاردیم متر یا حدوداً به طول ۱۰ اتم هیدروژن است
آیا میدانید مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند
آیا میدانید خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند
آیا میدانید ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.
آیا میدانید دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند
آیا میدانید هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰.۱ کالری انرژی مصرف می‌کنید
آیا میدانید فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد
آیا میدانید کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است
آیا میدانید اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود
آیا میدانید در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و موژه‌هاآیا میدانید کوتاه ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید
آیا میدانید ۷۰% نفت استخراجی خاورمیانه از کانال سوئز می گذرد
آیا میدانید قدمت سیلك كاشان در ایران به ۱۰ هزار سال پیش باز میگردد و کهنترین قدمت را در جهان دارد
آیا میدانید بنای برج دوقولوی تجارت جهانی نیویورک توسط ۲ ایرانی بنا شد
آیا میدانید مشاور وزیر بازرگانی امریکا یک ایرانی است
آیا میدانید نام قدیم یونان، هلاس برگرفته از هلیوس خدای خورشید بوده است
آیا میدانید فقط قورباغه های نر قور قور می کنن

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir


 

نوشته شده توسط کیومرث در جمعه پانزدهم آذر 1387 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت


ساديسم

چت عاشقانه اینترنتی

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟
دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنین/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور؟
دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای……

تا حالا به بعله گفتن عروس خانم ها دقت کردین ؟؟؟؟

من دقت کردم و به نتیجه جالبی دست پیدا کردم . ببینین ...

عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهای لوس رو باید فقط سپرد به داماد و ..........)

عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: " با پرمیشن از گریت ترهای فامیل ... آو یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه)

عروس خجالتی: اوهوم

عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)

عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
( تو که مادر منو **** این ستاره ها یه حرف بدی بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کردیم)

عروس داش مشتی: با اجزه بروبچس مُجلی نیست من که پایه ام ... (با عرض تشکر از داش حسین و محسن عزیز)

عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) قبلت (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر میسوزه که احتمالا توی حجله عروس خانوم یه دور براش مفاتیح رو ختم میکنه تا بعد ... استغفر ا...)

عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ...

(اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم ...)

سلام دوستان.اين مطالب رو بخونيد.فقط يادتون نره نظر هم بديد

اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن توی مملکتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟
توی ژاپن: جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست

توی اسپانیا: مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن

توی انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه

توی فرانسه: خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه

توی استرالیا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه

توی قفقاز: جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما« تکرار میشه

توی نروژ: معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه

توی آفریقا: قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن

توی مکزیک: کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه

توی آمریکا: حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه

توی ایران: فقط پول موضوع رو حل می کنه پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره

روش هاي سر كار گذاشتن

1-جلوی دوستاتون رینگ های پراید رو نشانش دهید واز رینگ های پژو تعریف کنید. 2-بادکنک تولدشان را بترکانید. 3-از آنها بخواهید با تمام قدرت به بازوی شما بکوبند و شما هم بلافاصله به بازوی آنها بکوبید و مدام بگویید که خیلی آرام مشت زدم. 4-رینگ تون موبایلشون رو به صدای حیوانات تغییر دهید. 5-پشت سر راننده ی دختر بروید و مدام بوغ بزنید. 6-از یک دختر آدرس چند جای با فاصله زیاد بپرسین و در آخر بسیار نارازی از راهنمایی بدشون باشین. 7-اسمشون رو عوض کنید(سکینه,کبری,هوووی,...). 8-قسمت های ازدواج,فال و داستانهای عشقی مجله های مورد علاقشون رو جدا کنید. 9-در یک روز مهم توی عطر مورد علاقه ی دختر ها آب بریزید. 10-در اتوبان جلوی یک دختر بپیچین وا با سرعت شصت نگزارین سبقت بگیرن. 11-وسط سریال مورد علاقشون (یک جای حساس)برنامه ای رو ببینید که تا بحال متنفر بودید. 12-بیست دقیقه جلوی دست شویی خالی نوبت بگیرین و نزارین برن داخل و در آخر نوبتتون رو بهش بدین. 13-موقع حمل غذا دستاتون رو تو آخرین ظرف گذاشته وطوری که ببیند به او بدهید. 14-تمام کرم هاشون رو در یک ظرف بزرگتر بریزین. 15-روز جمعه یک موبایل با زنگ هوویی متال برای ساعت شش کنار تختشون بزارین. 16-از تمام مدل موهایش شکایت کنید. 17-اگه بعد از یک مدت طولانی دختری رو ملاقات کردین مادم از چاق و پیر شدنش تعریف کنید. 18-وقتي یک دختر موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد. 19-توی اتاقشون آدامس جویده شده جا بزارین. 20-نگهداری یک پسر خیلی شر و شیطون رو بجای یک ساعت به شش ساعت بدون هماهنگی تغیر بدین. 21-پی ام اد لیست های دختریا اس ام اسشون رو به خودشون فوروارد کنید. 22-پیش دختر بخوابین و نصف شب با صداي بلند توي خواب حرف بزنين. 23-عكسهاي عروسي دخترهارو با دستهاي چرب تماشا كنين. 24-پيچهاي كوك گيتارش رو كه پنج دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل صد و شصد درجه در جهات مختلف بچرخونين. 25-با یک لوازم بهداشتی تماس بگیرین و تلفن لوازم بهداشتی روبرو رو بپرسین. 26-ازشون بخواین تادر سه تا شیشه مربا رو باز کنن. 27-از حرفهاشون سوتی بگیرین. 28-وقتی خاطره ای طولانی رو با آب و تاب برای شما تعریف میکنن وقتی تموم شد بگین حواستون نبود و یک باره دیگه تعریف کنن. 29-همیشه برای تولدشون وسیله های دقیقا تکراری بگیرین. 30-به وسیله ی نقطه ضعفشون اذیتشون کنید. 31-شونصد بار به دستگاه پيغام گيرش زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين. 32-جاي برچسبهاي قرمزوآبي شيرهاي آب توالت روعوض كنين تا بسوزن. 33-يكي از پايه هاي صندلي دانشگاه رو لق کنین. 34-جلشون ترمز بزنین و وقتی خواستن سوارسن گازشو بگیرین یا کارت بسیج فعال نشونشون بدین یا بعد از سوار شدن آدرس بپرسین و بعد خداحافظی کنین. 35-مدام لکه ی زشتی که پشت مانتوشون هست رو مسخره کنین تا سر کار برن. 36-ازشون چهره ی نامناسبسون بد بگین و بعد از عمل از چهره ی قبلیشون تعریف کنید. 37-توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده واسه خانوم ها بخونه. 38-کلید چراغ های توالت که بیرون هست رو خاموش کنید. 39-ورقهاي جزوه ء چهارصد صفحه اي كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين. 40-مزاحم مطالعه شون بشین در رو باز و بسته کنین و اشتباهی چراغ رو خاموش کنین یا یک آهنگ شاد بزارین و بخواین که با شما برقصند. 41-بهشون یک فیلم با ژانر وحشت رو بجای رومنس معرفی کنین. 42-برای راهنمای ورزشی , وزنه برداری رو پیشناهاد بدین. 43-زیر صندلی دانشگاشون بادکنک بی تربیت جاسازی کنین. 44-سر هر موردی سرشون داد بزنن و بگین هیچ کسی خواستگاری توی دست و پا چلفتی نمیاد. 45-توی قهوشون نمک بریزین و اگه تست کردین بگین حتی شکرش اضافیه.


 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت


سلام.بچه ها امروز براتون اینو آوردم بخونید و لذت ببرید فقط نظر یادتون نره

 

يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچي SMS هم براش ميزنم
باز جواب نميده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي .




مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه .
شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام .
شنل قرمزي با پژوي ??? آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه .
شنل قرمزي : حنا کجا ميري ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن .
شنل قرمزي: اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !!
حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي .
بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزي: حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل قرمزي: برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزي يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل قرمزي : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!
نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزي: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک
مي کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد .
بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .
شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن

راننده زن را چطور بشناسيم؟

1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!

2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!

3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!

4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانم ها صدق نمی کنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)

5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن!

 

فرق درس خوندن دخترها با پسر ها

دخترها:

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو(90%دوست پسراشون) دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه

حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

منتظر نظرهای شما هستم

اينم چندتا عكس جالب نظر يادتون نره

تصاوير جالب و ديدني20

تصاوير جالب و ديدني20

خودکشي برعکس


 

نوشته شده توسط کیومرث در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 8:27 موضوع | لینک ثابت


طنز

سلام امروز براتون چیز خوبی آوردم مطلب پایین روبخونيد ولذت ببريد نظر يادتون نره

فرق ژيان با ماشينهاي ديگر چيست؟ ماشينهاي ديگر فقط آدم را مي برند، اما ژيان، هم آدم را مي برد
و هم آبروي آدم را.

چرا ترکها نميتوانند يخ درست کنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش مي کنند!

يک ترک چگونه يک پرنده را ميکشد؟ آن را از بالاي يک صخره به پائين پرتاب ميکند
!

چرا ترکها هميشه 18تايي به سينما مي روند؟ براي اينکه براي زير 18 ممنوع بود
!

اگر در يک موسسه سطح بالا يک ترک ببينيد به او چه ميگوييد؟ يک بازديد کننده
!

چرا اگه ترکه ماهي رو بندازه تو آب، ماهي خفه ميشه؟ چون ماهيه هم ترک بود
!

چرا ترکها با دو دستشان دست مي دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند!

ژاپنيها به بچه گاو چه مي گويند؟ ني ني گاوا.

فرق بلال و خيار چيست؟ بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي کرده ولي خيار در اون فيلم بازي نکرده
!

شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچکدامشان در «تايتانيک» بازي نکردند
!

اگر اسکلت از بالاي ديوار بپرد پايين چه مي شود؟ هيچ وقت اين کار را نمي کند چون جگر ندارد
!

فرق عينک و تفنگ چيست؟ عينک را مي زنند و مي بينند ولي تفنگ را مي بينند و مي زنند
!

چرا مار نمي تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد که براي خداحافظي تکان دهد
!

دندان کرسي چه فايده اي دارد؟ در زمستان ما را گرم مي کند! پس چرا در زمستان دندانهايمان از سرما به هم خورد؟ چون آن موقع، کرسي خاموش است
!

براي قطع جريان برق چه بايد کرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نکرد
!

نصف النهار چيست؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که براي شام مانده
!

چرا آب هنگام جوشيدن قل قل مي کند؟ چون ميکروبهاي آن مي سوزند و فرياد مي کشند
!

آخرين دنداني که در دهان ديده مي شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
!

چطور مي شود چهارنفر زير يک چتر به ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين کار را انجام دهند
!

چرا دوچرخه خودش نمي تواند به ايستد؟ چون خيلي خسته است
!

اگر يک زنبور داخل دهان گربه برود، گربه چه مي گويد؟ ميوز.... ميوز
....

اگر سر پرگار گيج برود چه مي کشد؟ بيضي
!

اگر دستپخت کسي خوب نباشد، چه بايد بکند؟ بايد با پايش غذا درست کند
!

اگر کسي قلبش ايستاده بود چه مي کنيد؟ برايش صندلي مي گذاريم
!

دارچين چگونه درست مي شود؟ وقتي يک چيني را دار بزنند
!

اگر شخصي آدم خيلي سرشناسي باشد، به نظر شما چه کاره است؟ آرايشگر
!

اگر تلويزيون روشن نشد چه مي کنيد؟ آن را هل مي دهيم و مي زنيم کانال دو
!

شباهت دماسنج و ورقه امتحاني چيست؟ وقتي که هر دو به صفر برسند، آدم مي لرزد
!

چرا همه مي گويند: «عرضي ندارم» و به جاي آن نمي گويند: «طوري ندارم»؟ اگر بخواهم جوابش را خدمتتان «عرض» کنم 2 ساعت «طول» مي کشد
!

بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟ وقتي است که سگ در باغ نيست و باغبان هم براي کاري رفته بيرون
!

اگر خواستيد خواب از سرتان نپرد چه مي کنيد؟ سرتان را در قفس کرده و مي خوابيد
!

چرا قبل از اينکه لقمه به دهان برسد، دهان باز مي شود؟ چون درست نيست چنين ميهمان عزيزي پشت در بماند
!

اگر در مترو نه جاي نشستن بود و نه جاي ايستادن، چه مي کنيد؟ دراز مي کشيد
!

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زني که حامله شده چيه؟ هر سه تاشونو دير کشيدن بيرون
.

فرق يخمک و آتروپات چيست؟ يخمک خوشمزه تر است
!

چرا دو دوتا مي شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت کرده
!

شجاع ترين مرد جهان کيست؟ امام جمعه قزوين
!

چگونه مي فهميم در سربالايي هستيم يا سرپاييني؟ يک توپ فوتبال را روي زمين مي گذاريم. اگر اومد پايين، در سرازيري هستيد. اگر رفت بالا، يعني در سربالايي هستيد
!

اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چي مي شه؟ مي شويد يه فرد مشروب خورده، ايستاده با شورت در حياط
!

فرق باطري با مادرزن چيست؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي مادرزن هيچ چيز مثبتي نداره
!

اختراعي که براي جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق
!

چه طوري زير دريايي لرا رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در مي زنه
!

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است که طبيعت به شکم بي هنر داده است
!

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينکه اگه با آب نرفت پايين با پيچ گوشتي بره
!

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد که حرکت مي کند چيست؟ مورچه اي است که شلوارلي پوشيده
!

يک ترک را چگونه براي هميشه مي شود سر کار گذاشت؟ در دو روي يک کاغذ مي نويسم: «لطفاً بچرخانيد


چرا قورباغه ها خوب بيس بال بازي مي کنند؟ چون هر روز مگس مي گيرند
!

چرا قورباغه ها اينقدر خوشحالند؟ چون هر چيزي اذيتشان کند آن را مي خورند
!

اگر دو تا قورباغه با هم تصادف کنند چه مي شود؟ زبانشان به هم گره مي خورد
!

آن چيست که سبز و سبز و سبز و سبز و سبز است؟ يک قورباغه که از روي يک تپه قل مي خورد و مي آيد پايين
!

چه وقت يک قورباغه مي گويد ميو؟ وقتي که دارد يک زبان خارجي ياد مي گيرد
!

يک غورباغه ورشکسته چه مي گويد: ورر ورر ورر


چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي شه؟ براي اينکه ته دمش «گره» داره
!

چرا فيل نمي تواند «گاز» بگيرد؟ چون «کپسول» ندارد
!

«
فيل سفيد» را با چه مي کشند؟ با «تفنگ فيل سفيد کش
»!

«
فيل سياه» را چه جوري مي کشند؟ با «تفنگ فيل سياه کش
»!

«
فيل قرمز» را چه جوري مي کشند؟ با «تفنگ فيل قرمز کش
»!

«
فيل سفيد» را چه جوري با «تفنگ فيل قرمز کش» مي کشند؟ کاري مي کنند که «فيل سفيد» خجالت بکشه و سرخ بشه بعد اونو با «تفنگ فيل قرمز کش» مي کشنش

فيل سفيد» را چه جوري با «تفنگ فيل سياه کش» مي کشند؟ کاري مي کنند که «فيل سفيد» از خفگي سياه بشه بعد اونو با «تفنگ فيل سياه کش» مي کشنش!

اگه يه فيل بره بالاي درخت چي مي شه؟ يک فيل از روي زمين کم مي شه
!

اگه دو تا فيلم بره بالاي درخت چي مي شه؟ درخت مي شکنه
!

چرا فيل نمي تواند دوچرخه سواري کند؟ چون انگشت شست ندارد که زنگ بزند
!

آن چيست که به بزرگي فيل است ولي وزن ندارد؟ سايه فيل
.

اگه گفتي يه فيل چطوري ميره بالاي درخت؟ يه تخم ميکاره و ميشينه روش تا درخت سبز شه
!

حالا چطوري بياد پايين؟ صبر مي کنه تا پاييز بشه و برگها بريزه. رو يکي از برگها مي شينه و مياد پايين
.

يه نفر لم داده بود زير درخت... يه برگ مي افته رو سرش و در جا کشته مي شه؟ ميدونين چرا؟ چون فيله روي برگه بوده!

نظر یادتون نره


 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 23:38 موضوع | لینک ثابت


پسرها و دخترها

 

  پسرها

واسه اينکه وقتي سوار اتوبوس ميشيم اگه صندلي ها هم خالي باشه ميريم ته اتوبوس، تو ترافيک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا واي ميستيم، شايد بند کيفه دختره گير کنه بهت.

واسه اينکه وقتي تو خيابون راه ميريم، کافيه فقط يه دختري از کنارمون رد شه، گردن نيست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبي ميشه ديگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه مي چرخه.

واسه اينکه وقتي يه ماشين گيرمون مياد، پا ميشيم ميريم يه جايي مثله جردن، اونجا صد بار يه خيابون رو بالا و پايين ميريم، 100 بار بوغ ميزنميو 200 بار ترمز، بعدشم ميزني به يه پير زنه، اون موقع هستش که آخر روز ميشه.اون لحظه آدم آرزو مي کنه که بره تو توالت عمومي خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومي خودت پيدا کن)

واسه اينکه وقتي ميريم کوه، پشت دختره ميري بالا از کوه، بعدش کم مياري و رنگت سرخ ميشه و تازه مي فهمي که دختره کوهنورد بوده

واسه اينکه وقتي حس غرورت گل ميکنه ميبيني دختره داره با يه پسره ديگه دعوا مي کنه ميري جلو، با پسره دعوا ميکني، بعدش که خوب کتکه رو خوردي مي فهمي که يارو داداشش بوده

واسه اينکه وقتي يه دختر کنار پسره ميشينه تو تاکسي، و پسره مي خواد استفاده ي معنوي ببره، 10 برار مسيرش رو ميره تا با دختره باشه، وقتي که دختره پياده ميشه، ميره تو رويا، اون وقته که مي فهمه به جاي ميدون وليعصر، رسيده به تجريش. و وقتي که بر مي گرده با تاکسي، مي فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسي قبليه، و اونجا يکم مشتمال ميبينه از راننده تاکسيه و بعدش فحشه که به خودش ميده.

نظر بدید

 

سير تكاملي ختر خانومهاي ايروني

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

نظر یادتون نره


 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 11:52 موضوع | لینک ثابت


کامپیوترهای قدیمی

برای دیدن همه ی عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 7:36 موضوع | لینک ثابت


طنز پسرانه ودخترانه

:11::36:

اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم باكي قرار داري؟

اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا" سليقه نداري

اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته

اگه نگيم دوستت دارم
ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه

اگه زياد بهشون زنگ بزنيم
ميگن به من اعتماد نداري

اگه زنگ نزنيم
ميگن انگار سرت خيلي شلوغه

اگه تو خونه زياد بخنديم
ميگن ديونه شدي

اگه كم بخنديم
ميگن بخت النحس

اگه شام بخواهيم
ميگن فقط فكر شكمشه

اگه شام نخواهيم
ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي

ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته

آقا پسرا یه نظر بدن اگه نظر بدید بیشترش میکنم

 


 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 7:24 موضوع | لینک ثابت


چگونه زن ذليلِ خوبي شويم

براي اينکه زن‌ذليل خوبي باشيم کافي است به ?? قانون زير که ساخته و پرداخته ذهن زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعايت کنيم
1-زن هميشه قوانين را وضع نموده و تصويب کند
2-قوانين ممکن است بدون اطلاع قبلي تغيير کند
3-امکان ندارد مردي تمام قوانين را بداند

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط کیومرث در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ساعت 7:9 موضوع | لینک ثابت


101 راهکار برای ابراز عشق بدون رابطه

 

به او بگویید که دوستش دارید
بغل کردن یا بغل شدن
اطمینان پیدا کردن از این موضوع که به اندازه کافی برای او احترام و ارزش قائلید
بوسیدن هنگامیکه دیگران در حال نگاه کردن به شما هستند
بوسیدن زمانیکه مردم شما را نگاه نمی کنند
به او بگویید که برایش ارزش قائل هستید
دست های یکدیگر را بگیرید
رفتن به یک دوچرخه سواری طولانی مدت
تهیه یک هدیه ویژه
هر زمان که نیاز به یک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشید
وقت گذراندن در کنار یکدیگر
رفتن به سینما
قدم زدن در جنگل، شانه به شانه هم
ضبط کردن یک نوار پر از آهنگ های عاشقانه
صحبت کردن در مورد احساساتتان
رویاهایتان را با یکدیگر در میان بگذارید
یکدیگر را با تمام وجود در آغوش بگیرید
با هم روی نیمکت پارک بنشینید
با هم قدم بزنید
برای صرف غذا بیرون بروید
پیک نیک بروید
با هم فریزبی بازی کنید
از هم تعریف کنید
با هم داخل جکوزی ریلکس شوید
استخر بروید
با هم به خرید وسایل خانه بروید
فقط نزدیک هم باشید
با کمک هم غذا درست کنید
یکدیگر را با عشق و علاقه لمس کنید
تکالیفتان را با هم انجام دهید
برای یک سفر تفریحی برنامه ریزی کنید
با هم به مهمانی بروید
کیک بپزید
به کتابخانه بروید
داخل موزه بچرخید
فقط در کنار او باشید
ببینید چه چیز برای دیگری جالب است - و آنرا انجام دهید
با هم ورزش کنید
به یکدیگر خیره شوید
اتومبیل های یکدیگر را بشویید ( یا دوچرخه!)
با هم به ماهیگیری بروید
با هم صحبت کنید
به نگرانی های یکدیگر گوش دهید
ناخن انگشت پای یکدیگر را بگیرید
آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنید
به شادی های هم گوش دهید
یکدیگر را در نزدیکی خود نگه دارید
با چشم های او صحبت کنید
برای هم نامه بنویسید
تماس تلفنی داشته باشید
به هم اعتماد کنید
به او یک حلقه، کادو بدهید
خانواده های یکدیگر ملاقات کنید
با هم به کوهپیمایی بروید
در حق هم از خودگذشتگی نشان دهید
برای هم شکلات بفرستید
به هم احترام بگذارید
زیر نور ماه قدم بزنید
یادداشت عاشقانه ای بنویسید و آنرا را در جایی پنهان کنید که او پیدا کند
نگاه های تحریک کننده به هم کنید
شعر بنویسید
گل بفرستید
شام را در روشنایی شمع صرف کنید
کنسرت بروید
طلوع خورشید را با هم نگاه کنید
سالگرد ها را فراموش نکنید
روی یکدیگر اسم های مستعار بگذارید
به دیدن مناظر زیبا بروید
یک فیلم اجاره کنید و با هم به تماشای آن بنشینید
بدون سؤال برای هم کاری انجام دهید
برنامه ازدواج بریزید
یک جمله زیبا در گوش دیگری زمزمه کنید
دوستان خوبی برای هم باشید
با هم خوش بگذرانید
برقصید
موزیک گوش کنید
با هم شوخی کنید
با هم به یک چیز بامزه بخندید
نسبت به هم با وفا باشید
همدیگر را تحت تاثیر قرار دهید
لیستی از چیزهایی که در مورد یکدیگر دوست دارید، تهیه کنید
کتاب بخوانید و در مورد آن با هم بحث کنید
دوستان یکدیگر را ملاقات کنید
اسب دوانی کنید
غذای مورد علاقه دیگری را برای او درست کنید
ببنید چه چیزی او را خوشحال می کند
برای هم هدیه درست کنید
موهای او را بشویید
غروب خورشید را تماشا کنید
با اتوبوس به سفر بروید
درخواست کنید تا آهنگ مورد علاقه او را از رادیو برایش پخش کنند
یک کارت جالب و بامزه برایش بفرستید
رویاهای آینده را با او در میان بگذارید
با هم بازی کنید
برای هم جوک تعریف کنید
به هم فکر کنید
ببینید چه چیز اورا عصبانی می کند
با هم اسکیت کنید
حلقه رد و بدل کنید
با هم از یک بستنی بخورید
عکس دو نفری بیندازید

نظر بدید عزیزان


 

نوشته شده توسط کیومرث در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت


دختر ها پسرها

 

پسرها ودخترها

وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشه

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد

وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

نظر بدید

برداشت پول از عابر بانك

با ماشين ميرن دم بانك
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره

نظر يادتون نره دوستان

دانشگاه از دید دختر ها وپسرها

اگر از پسرهاي پشت کنکور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: ميگويند براي انتخاب شوهر .


حالا تکليف اون خانواده بدبخت روشنه که جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه که مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:

*
سري به يکي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است که يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.

*
حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول کشيدن پسري به اطاق خودشان که طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس که از آن نزديکي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌کنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرک مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.

*
سري به يکي از کافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يک پسر و دختر کنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج کردن دختره رو خر ميکنه و شروع ميکنن به حرفهاي عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه کک اين ميگزه نه اون.

*
سر يکي از کلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريکه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).

*
ماه رمضونه دانشجويان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌کنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند که بله، اينو ما پختيم. دخترها فکر مي‌کنند که اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينکه پسرها...

حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

 


 

نوشته شده توسط کیومرث در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت


جوک

تهرونیه - اصفهانیه- قزوینیه میمیرن میرن اون دنیا کارنامه اعمالشون رو میگیرن میبینن خیلی افتضاحه باید برن جهنم . با خیلی خواهش و پارتی بازی یه فرصت دیگه میگیرن و بهشون میگن با یه شرط و اون اینکه اگه تهرونیه یه بار دیگه خانوم بازی کنه - اصفهانیه دنبال پول باشه - و قزوینیه دنبال کون بازی و بچه بازی بره در جا سنگ میشین و بایست به جهنم بر گردین . خلاصه سه تایی بر میگردن رو زمین که یهو چشم تهرونیه میخوره به خانوم اساسی میخوره هر چی با خودش کلنجار میره نمیتونه و یه تیکه بهش میندازه تیکه انداختن همان و در جا سنگ شدن همان ! قزوینیه و اصفهانیه حساب کار دستشون میاد و راه میافتند یخورده جلوتر اصفهانیه ۱۰۰ تومنی رو زمین میبینه هی با خودش چک و چونه میزنه آ خر میبینه راه نداره خم میشه ورش داره ... یهو قزوینیه میگه آی بالام جان خدا ازت نگذره که هر دومون رو سنگ کردی...........!!!!!!!!!!!!!!

تا حالا یه مارمولک له شده رو تو یه نایلون پرس شده دیدی؟ اگه ندیدی یه نگاه به کارت ملیت بکن

واسه موبایل داران محترم

مشترک بی تربیت چنانچه دوباره از اس ام اس هایی که باعث از راه بدر شدن جوانان شود گوشی تو میکنیم تو اونجات . اگر بار دوم تکرار شود از دکلهای مخابرات استفاده خواهیم کرد

رشتیه میره کلاس غیرت . شب زنش پا میشه بره دستشویی رشتیه میگه کجا میری؟ زنه میگه دارم میرم دستشویی میگه بشین لازم نکرده خودم میرم

از یارو پرسیدند این اتوبوس کجا میره؟ میگه میزنم زمین هوا میره

به لره میگن ۱۲ فروردین چه روزیه؟ میگه روزیه که میریم جا میگیریم برای ۱۳ بدر

ترکه داشت با اخم پولکی میخورد . بهش میگن چته؟ میگه والا ما هر چی بگیم شماها میگین ترکا خرن ولی به خدا این چیپس ها شیرینن.

ترکه مست میکنه میگه ولم کنین میخوام برم شورت زنم رو در بیارم . میگن چرا حالا مال زنتو ؟ میگه آخه کشش کمرم رو اذیت میکنه به خاطر اون........

شبها به خاطر تو از خواب بیدار میشم به در و دیوار میخورم تا به تو برسم ای مستراح

زنه جسد مادر شوهرش رو میبره پزشک قانونی تا جواز دفن بگیره . میگن چرا مرده؟ میگه سم خورده . میگن پس چرا صورتش زخمیه؟ میگه آخه نمی خورد به خاطر همون

کاش مثل ۲ کبوتر روی درخت سرو لانه داشتیم تو تخم میکردی منم گوجه می خریدم یه املت مشت می زدیم تو رگ

لره میره عروسی میگن این گلی که از یقت بیرون زده اذیتت نمی کنه؟ میگه خودش نه اما گلدونش که تو شلوارمه چرا

ترکه پیامبر میشه مردم بهش میگن کتابت کو؟ میگه من از این جور قرتی بازی ها خوشم نمیاد جزوه میگم بنویسین

تو شیراز مردا رو از دختر ها نمیشه تشخیص داد -تو اصفهان گدا رو از پولدار- تو تهران دختر ها رو از پسرها - تو اردبیل آدم رو از خر - تو رشت بابا رو از بابا و .........

آرزو میکنم خوشیهات مثل اسهال باشه . مداوم - مکرر - روان و پر سر و صدا

ترکه جلو دوست دخترش میخوره زمین بر میگرده میگه داشتی حرکتو ؟........

.یه جانبازه ۹۹٪ رو ختنه میکنن یارو مفقد الاثر میشه

نماز با سجده است که معنا میابد.(بسیج استان قزوین)

اول ماچش کن بعد لختش کن بعد بخوابونش رو تخت بعد پاهاشو بده بالا حالا کهنه اش رو عوض کن

یارو باباش میمیره میره میشینه دستشویی بیرون نمیاد ! بهش میگن چرا بیرون نمیای میگه آخه اینجا بوی آقامو میده

قزوینی رو با یه گونی شورت میگیرن میگن اینها چیه؟میگه کوله باری از خاطره

یه لری گوزید ۲ متر به جلو پرتاب شد پرسیدند چی شد؟گفت تو دنده بود.

هر کجا حسین حسین شنیدی برو جلو غذا میدن. هر کجا علی علی شنیدی نرو چون دارن ماشین هول میدن

یه ضرب المثل چینی میگه اگه دیدی می خواهند به تو تجاوز کنند تا می توانی مقاومت کن اگر دیدی کار از کار گذشت شل بگیر لذت ببر.

امروز روز جهانی مبارزه با پوکی استخوانه کله پوک روزت مبارک

طبق آخرین تحقیقات پزشکی ثابت شده یه گوز با لذت به اندازه ده قرص اکس شادی آور است.(انجمن حمایت از گوزها)

تهرانی از ترکه میپرسه راست میگن ترکها به خر داداش میگن؟

ترکه جواب میده ؟آره داداش

طریقه شناسایی فارسها/ ۱- شبیه افغانیها هستند. ۲-بیشتر ترجیح میدهند رفتار زنانه داشته باشند تا مردانه.۳-هرجا کم بیارن زنهایشان را به رخ آدم می کشند ۴-به جای زن گرفتن دوست دارن داماد سر خونه باشن.۵- هنگام حرف زدن عین سگ پارس میکنن.

از یک دختر بی جنبه لب میگیرن دختره حامله میشه

یکی داشته از قبرستان رد میشده می بینه همه مرده ها رو قبراشون نشستن می پرسه چی شده؟ میگن سوالهای شب اول لو رفته دارن سوال طرح میکنن

ترکه با احساسات یه دختر بازی میکنه سه هیچ می بازه.

پس از آنکه حضرت یونس در دل ماهی پنهان شدند چی شد؟

سازمان جهانی یونس کو تاسیس شد

رشتیه کتاب می نویسه تموم که میشه صفحه اولش مینویسه تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود.

چوپان با گوسفنداش لج میکنه میبرتشون چمن مصنوعی


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 13:28 موضوع | لینک ثابت


آموزش مخ زني

چگونه سر حرف رو باز كنيم

من واقعا نمي دونم چرا شماها مي خواين ياد بگيرين چجوري ميشه سره حرف رو باز کرد؟! مگه حرفه بدبخت به شما چه کار کرده که مي خوايد سرشو باز کنيد. اقلا تهش .... خوب ديگه لوس بازي بسه بريم سره مطلب.....
اين طور که بوش مياد خيلي ها تون با سر صحبت رو باز کردن با دخترها مشکل داريد. براتون گفتم همون کارو بکنيد که اگر طرف پسر بود مي کرديد . معلوم شد که در مورد پسرها هم همين مشکل رو داريد. خوب اين هم راه حل ...
براي اين که شروع به صحبت با کسي کنيد سه راه وجود داره:
1.
در مورد يه چيزي سوال بپرسيد. مثلا: توي يک نمايشگاه هستيد - چه فکر مي کنيد راجع به اين اثر؟
2.
راجع به يه چيزي نظرتون رو بيان کنيد. مثلا: توي صفه سينما هستيد - عجب صفه طولاني اي، هيچ فکر نمي کردم "فلان فيلم" انقدر طرفدار داشته باشه.
3.
يک حقيقي رو بيان کنيد. مثلا: اتوبوس دير کرده يا چه قدر امروز سرده.
موضوع هر يک از اين سه مورد بسته به شرايطي که درش هستيد فرق مي کنه. ولي تا اونجا مي تونيد موضوعاتي رو انتخاب کنيد که در طرف مقابل ايجاد علاقه کنه.
تدکر: درسته که شما باحال ترين و با نمک ترين و خوشتيپ ترين آدم هستيد و خلاصه خيلي کارتون درسته. ولي لطفا سعي کنيد سوژه ي صحبت راجع به خودتون نباشه. باور کنيد آدم هاي غريبه اونقدر که شما به خودتئن علاقه منديد به شما علاقه مند نيستند. ولي نکته ي جالب اينجاست که اونها هم به همين اندازه به خودشون علاقه مندند. نتيجه گيريه علمي اين که اگر سوژه ي صحبت به نحوي به اونها ارتباط پيدا کنه شانس موفقيت بيشتري داريد.
همونطور که در بالا مي بينيد بدترين نوع شروع بيان کردن يک حقيقته مثله اين که هوا چه سرد شده امروز. دوتاي ديگه هر دو خوبن. اگر از سوال کردن استفاده مي کنيد سعي کنيد هي پشته سره هم سواي هايي که جواب کوتاه مي خوان نپرسيد که تبديل به بازپرس مي شيد. سوال هاي چرا و بپرسيد که پاسخ هاي بلند نياز دارن.
حقيقته نه چندان شيرين: از کله آدم هايي که سعي مي کنيد سره حرفو باهاشون باز کنيد 20 درصد محلتون نخواهند داد. اين طبيعيه. ناراحت نشيد و خودتو نبازيد. مخصوصا اگر انقدر بد شانس بوديد که از صد تا آدمي مي خوايد برين سراغشون بيست هاي اولشون از اين گروه يبس ها باشن. به 80 نفره بعدي فکر کنيد. شجاع باشين. مي خواستين با طرف حرف بزنيد تحويلتون نگرفته. آسمون که به زمين نيومده

نظر یادتون نره

آموزش مخ زني

خیلی‌ها هستند که چون بی‌تجربه‌اند وقتی به دختری می‌رسند دست و پاشونو گم می‌کنند. در بعضی موارد حتی با تجربه‌هاش هم می‌مونند چیکار باید بکنند تا به هدفشون برسند. ارتباط با دخترها همیشه بایدحساب شده باشه چون جنس لطیف اونقدرها هم وفادار نیست. خوب حالا برای تازه کارها کمی جملات آموزشی می‌نویسم. امیدوارم به دردتون بخوره:

1. در این مرحله شما مشاهده می‌کنید که از آن سر کوچه یک دختر ناز و به شدت خوشگل نزدیک میشود. شما باید دستی به سر و روی خود کشیده و خود را کاملا مرتب کنید. حال خود را در جستجوی چیزی نشان بدهید و تمام سوراخ سنبه‌های اطراف را بگردید. دختر به نزدیکی شما میرسد. صدای خود را صاف کنید. بخاطر داشته باشید بسیار خود را مؤدب جلوه بدهید. منتظر باشید و تا دختر به کنار شما رسید ناگهان بگویید:
- خیلی عذر میخوام. ببخشید یک لحظه… دختر می‌ایستد و به شما نگاهی انداخته میگوید: بله، بفرمایید.
- عذر میخوام من سر راه شما یک چیزی گم کردم. میخواستم ببینم شما ندیدینش؟
- چی گم کردید؟
شما ناگهان صدای خود را بالا برده و می‌گویید: قلبمو.
2. با ماشین تو خیابونها چرخ میزنید. در کوچه‌ای خلوت با دختری زیبا مواجه می‌شوید. حال باید ماشین را کنار او نگهداشته، شیشه را پایین بکشید و بگویید: خانم من لولو خورخوره‌ام. اگر سوار نشی میخورمت. که در اینجا دو حالت دارد یا سوار میشود که هیچ و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است.

نظر یادتون نره دوستان


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 12:53 موضوع | لینک ثابت


آموزش مخ زنی

خیلی‌ها هستند که چون بی‌تجربه‌اند وقتی به دختری می‌رسند دست و پاشونو گم می‌کنند. در بعضی موارد حتی با تجربه‌هاش هم می‌مونند چیکار باید بکنند تا به هدفشون برسند. ارتباط با دخترها همیشه بایدحساب شده باشه چون جنس لطیف اونقدرها هم وفادار نیست. خوب حالا برای تازه کارها کمی جملات آموزشی می‌نویسم. امیدوارم به دردتون بخوره:

1. در این مرحله شما مشاهده می‌کنید که از آن سر کوچه یک دختر ناز و به شدت خوشگل نزدیک میشود. شما باید دستی به سر و روی خود کشیده و خود را کاملا مرتب کنید. حال خود را در جستجوی چیزی نشان بدهید و تمام سوراخ سنبه‌های اطراف را بگردید. دختر به نزدیکی شما میرسد. صدای خود را صاف کنید. بخاطر داشته باشید بسیار خود را مؤدب جلوه بدهید. منتظر باشید و تا دختر به کنار شما رسید ناگهان بگویید:
- خیلی عذر میخوام. ببخشید یک لحظه… دختر می‌ایستد و به شما نگاهی انداخته میگوید: بله، بفرمایید.
- عذر میخوام من سر راه شما یک چیزی گم کردم. میخواستم ببینم شما ندیدینش؟
- چی گم کردید؟
شما ناگهان صدای خود را بالا برده و می‌گویید: قلبمو.
2. با ماشین تو خیابونها چرخ میزنید. در کوچه‌ای خلوت با دختری زیبا مواجه می‌شوید. حال باید ماشین را کنار او نگهداشته، شیشه را پایین بکشید و بگویید: خانم من لولو خورخوره‌ام. اگر سوار نشی میخورمت. که در اینجا دو حالت دارد یا سوار میشود که هیچ و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است.

نظر یادتون نره دوستان


 

نوشته شده توسط کیومرث در شنبه هجدهم آبان 1387 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting